هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

267

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

زمانىكه از دار الخلافه تهران بيرون آمدم ، 2 رأس « 1 » قاطر كرايه و يك رأس « 2 » اسب بندگان « 3 » اعلى حضرت قدر قدر اقدس ، شاهنشاه اسلام پناه مرحمت شده بود . يك آدم از خودم داشتم و « چهاروادار » « 4 » پيش رفته بود [ به ] لت‌يون . « 5 » [ مهدىآباد ] خودم در شب تار ، وارد مهدىآباد « 6 » جناب مشير خلوت شديم . دكان قهوه‌خانه باز بود . چاى تعارف كرد ، نخوردم . رد شديم . قدرى جلوتر رفتيم . تفنگ دوش من بود ، و چتر « 7 » دوش آدمم بود . هميشه مىگفت : « تفنگ پر است » . به هواى دزد مىگفت . [ سرخه‌حصار ] رسيديم به دم كاروانسراى سرخه‌حصار . « 8 » ديديم در كاروان‌سرا بسته [ است . ] « قره

--> ( 1 ) . در اصل : رئس ( 2 ) . در اصل : رئس ( 3 ) . در اصل : بنده‌كان ( 4 ) . چهاروادار ، چاروادار ، چهارپادارنده . كسىكه حيوانات باركش را مىراند يا با آنها باربرى مىكند . ( 5 ) . لت‌يون يا لتيان ( Latyan ) ، كه درياچه و سد لتيان فعلى در حوالى بقاياى اين روستاى قديمى قرار گرفته است . ( 6 ) . مهدىآباد از روستاهاى قديمى شميران كه امروزه جزئى از شهر تهران شده است . ( 7 ) . در اصل : چطر ( 8 ) . سرخ‌حصار يا سرخه‌حصار از آبادىهاى قديمى شميران محسوب شده ، كه در شرق تهران كنونى و در كنار رودى به همين نام واقع گرديده است .